تبليغاتX
Daisypath Anniversary Years Ticker پازل زندگی

puzzledemavie

من

puzzledemavie

http://puzzledemavie.blogfa.com

پازل زندگی

پازل زندگی - خطوط قرمز رو "تو" عزیزم نوشته

پازل زندگی

تمام اتفاقات زندگیمون مثل قطعه های پازل است.گاهی اوقات خیلی راحت و بعضی وقتها سخت با هم جفت و جور میشن. بد به حال کسی که پازل زندگیش رو تموم نکرده باشه و بره ... !!

* یکی از علایق مشترک "من "و " تو " پازل است. یادته ؟!!

** این وبلاگ آرشیو ندارد.

پازل زندگی

پازل زندگی
خطوط قرمز رو "تو" عزیزم نوشته
 

  • از خوردن لذت میبرم.         
  • تو :  کلا با خودم حال می کنم اگه کسی گیر الکی بهم نده.
  • وقتی بهم زور میگن زود آمپرم میره بالا .خیلی بالا            
  • تو :   منم همین طور.
  • عادت بدی پیدا کردم و اون خوندن چند تا کتاب همزمان است.یعنی به طور همزمان چند تا کتاب رو باهم پیش میبرم.
  • تو : اصلا اهل کتاب نیستم.مگه چی بشه.
  • اهل دروغ گفتن نیستم مگر اینکه به خاطر "تو" باشه.
  • تو : دروغ می گم ولی سعی می کنم در جهت شر نشدن باشه نه الکی. 
  • اصلا از حیوان خوشم نمیاد.چه اهلی چه وحشی . برای همین از دیدن برنامه های مستند و تیپ راز بقا که همه پشت شیشه تلویزیون هستند خیییییییلی خوشم میاد.
  • تو : خیلی از حیوان خوشم میاد ولی از سگ می ترسم. 
  • آدم دل رحمی هستم.
  • تو : منم.
  • تو اجتماع با خانمها خیلی راحت تر از آقایون هستم.
  • تو : من با هیچ کی راحت نیستم.
  • خدا نکنه بخوام یه چیزی رو برای یکی تعریف کنم. هی وسطش یادم میره موضوع چی بود.یا خیلی جاهاش رو تکرار میکنم الکی.اونقدر که خودم حوصلم سر میره.
  • تو : منم  
  • عاشق آشپزی و تزئین غذاها هستم. دوست دارم مواد سالاد ریز بشن اما مواد غذا درشت باشه.
  • تو : از این جور زنا خوشم میاد مثل عمم..
  • ماهی دوست دارم. مخصوصا قزل آلا و سفید
  • تو : من بدم میاد از ماهی از تن ماهی خیلی خوشم میاد یا ماهی بدون تیغ
  • عاشق سوپ و آش هستم.
  • تو : حرفشو نزن.
  • خیابون گردی و مغازه ها رو بالا پایین کردن برای من تفریح نیست.
  • تو : من متنفرم
  • به شدت تو محیط کار از بابام میترسم.
  • تو : از هیچ کسی نمی ترسم به هر قیمتی که باشه.
  • همیشه دوست داشتم خیاطی یاد بگیرم اما هر دفعه شروع کردم ولش کردم.دوختن رو یه خط صاف خیلی سخت است !
  • تو : خیلی دوست دارم یه ساز ِدلی یاد بگیرم ولی پشت کار ندارم شرایط هم نگذاشت.
  • همیشه دوست داشتم یه عمل کوچیک داشته باشم و برم تو اتاق عمل و بعد بستری بشم و همه بیان عیادتم.
  • تو : از هر نوع بیمارستان رفتن بدم میاد.
  • از رقصیدن خوشم نمیاد.به نظرم مسخرست. وقتی به دلم میشینه و با میل خودم میرقصم که واقعا یه نیرویی من رو بکشونه وسط. همیشه دوست دارم چشمام رو ببندم و تنها با موسیقی روحم برقصم. این کار رو انجام دادم و خیلی لذت بردم.
  • تو : متنفرم از رقص نه می خوام برقصم و نه کسی برام برقصه.
  • صبحانه غذای پختنی دوست دارم.
  • تو: باشه کوفت هم بود بود.
  • کمی تنوع طلبم.
  • تو : ای کمی  ولی به شرطی که بعدش ضایع نشم.
  • میترسم که دیابت بگیرم. سابقه اش تو فامیل پدریم هست.
  • تو : مریضی واسم مهم نیست ولی خدا کنه هر مرضی می گیرم جوری نباشه که کسی بفهمه خودم بدونم بسه. 
  • احساب کتاب پول و عدد و رقم سخت ترین کار است برام
  • تو : مهم اینه که پول باشه حساب کتابش مهم نیست
  • اعداد و شماره ها خیلی خوب تو ذهنم میمونه.
  • تو : بستگی به شرایطم داره
  • نسبت به تمیزی خونه و دور و برم حساسم. اگه جایی برم که کثیف باشه سریع دستمال پیدا میکنم و تمیز میکنم .
  • تو : منم .حتی بدتر از اون بدتر
  • آب خوردن سرد دوست ندارم.
  • تو : نعمت خداست . سلام بر حسین لب تشنه
  • عاشق بوی نوزاد و خود نوزادم.
  • تو : تا حالا نبوییدم نوزادی رو
  • داداش و مامانم میگن خنده هام اصلا قشنگ نیستند و باید تنظیمش کنم !
  • تو : گریه هام این جوریه 
  • محافظه کارم
  • تو : اصلا
  • حتی اگر بدونم یکی داره یه جواب چرت و پرت میده به روی خودم نمیارم و جوری وانمود میکنم که انگار تو راست میگی....
  • تو : همون لحظه به روش میارم
  • از اینکه اس ام اس های دیگران رو یواشکی بخونم کیف میکنم اما متنفرم از اینکه ببینم کسی تو منوی اس ام اس من داره میچرخه میخوام لهش کنم.
  • تو : فرقی برام نداره چون پاک می کنم همه رو .
  • یه دنیا ایمیل فورواردی نخونده دارم.
  • تو : یا همه رو زود می خونم یا همه رو پاک می کنم.
  • بوی تن مامانم اکسیر است. خستگی رو از تنم میبره. آرومم میکنه. کاش میشد یه شیشه ازش بردارم و تا همیشه داشته باشم.
  • تو : دوست دارم تو بغلش بودن رو
  • همیشه ترس از دست دادن مامان و بابا و داداشام اذیتم میکنه.
  • تو : واقعا این واقعیت خیلی تلخه 
  • برای افراد مسن احترام خاصی قائلم.
  • تو : منم ولی به جز فامیل 
  • اکثر مواقع تو جمع هستم اما نیستم.
  • تو : از جمع خوشم نمیاد. 
  • به نظرم صدای قشنگی ندارم.
  • تو : ای بدک نیست 
  • بدم میاد از اینکه وقتی عصبانی یا هول شدم یکی که یه ذره از من بزرگتر است با لحن مادرانه ای !!! من رو آروم کنه. کسی مثل زن داداشم یا همکارم.
  • تو : خوشمم میاد ولی واسم مهم نیست هر کاری بخوام می کنم.
  • بدم میاد از مردای زن ذلیل. بدم میاد.بدم میاد.
  • تو :خوشم میاد ازشون چون احترام میزارن به زناشون
  • میدونم خیلی از روزه های امسالم قبول نیست.خیلی دروغ گفتم واسه بیرون رفتن و دیدن "تو"
  • تو : امیدورام مال همه که قبول میشه هیچ مال منم قبول بشه. 
  • نماز هام رو مرتب نمیخونم.
  • تو : سعی می کنم بخونم
  • از اینکه یکی بهم بگه عزیز به جای عزیزم بدم میاد.
  • تو : منم  
  • از کلمه خانمی هم بدم میاد.
  • تو : واقعا
  • .....................
  • .............
  • .........
  • .....

**************************

 من : مردم از خنده وقتی خوندم ! آخه این همه تفاهم رو چیکار کنیم ؟

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 14:40 توسط من

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا